X
تبلیغات
واقعه - تاثیر نماز بر زندگی انسان
واقعه
درباره

امام حسین(ع): «عابدان سه دسته اند: سوداگران که از روی طمع عبادت خدا می کنند، بردگان که از روی ترس بندگی خدا می کنند و آزادمردان که برای شکر خدا را عبادت می کنند.»
جستجو


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
ارسال شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ساعت 15:29 توسط مصطفی رنجبر

*تاثیر نماز بر شادابی جسم و روح

پیامبر اكرم (ص) می فرماید: «مؤمن ، شوخ و لبخند بر دهان است و منافق بد خلق و گره بر ابرو».

امروزه ضرب المثل ایرانی «خنده بر هر درد بی درمان دواست» مصداق كاملاً علمی پیدا كرده است.

دانش پزشكی در قرن حاضر به وضوح می داند، اشخاصی كه اصطلاحاً یك لب و هزار خنده گفته می شوند، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نیز قهرند و نسبت به زندگی بد بین و عبوس هستند، بسیار كمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند.

به این ترتیب هر عاملی كه شادابی را به انسان هدیه كند، در واقع به سلامتی جسم و روان او كمك كرده است. اما نكته بسیار مهمی كه دانش طب به بشر آموخته است، این مطلب است كه شادابی و افسردگی انسان پیش از آنكه تحت كنترل و اراده او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مركزی انسان است.

از جمله این مواد شیمیایی «دوپامین» را می توان نام برد که افزایش آن در بدن سبب می شود، انسان بدون اراده دچار ناراحتی گردد و كاهش این ماده نیز سبب شادی غیر ارادی انسان خواهد شد.

به عنوان مثال، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی، كه حالت شدید آن به عنوان ملانكولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می شود، در اثر تغییرات و كم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد.

از دیگر مواد شیمیایی داخل بدن كه به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام «كورتیزول» است كه میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی به شدت افزایش می یابد و در صورت بیدار بودن انسان در این ساعات، لذت و شعف سرمست كننده ای به او دست می دهد كه بی شك بر زندگی او در تمام طول روز تأثیر گذار است.

افزایش كورتیزول در ساعات اول صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی كه امروزه از مسلمات پزشكی است، در واقع توجیه قابل توجهی است بر همه مضامینی كه در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون "اسرار سحر" معرفی می شوند.

در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز، حضرت حافظ، موارد بسیاری را می توان یافت که نشان می دهد به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تأثیر آن در زندگی انسان توجه شده است.

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ  /  از یمن دعای شب و ورد سحری بود

ضرب المثل ایرانی مشهور كه منسوب به بزرگمهر می باشد، یعنی: «سحر خیز باش تا كامروا باشی» نیز اشاراتی نغز به تأثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادكامانه و سعادت آمیز دارد.

به این ترتیب واضح است، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان، تقدیم كننده شادابی به جسم و روان او می باشد و یك نتیجه مهم این شادابی، سلامت جسم و روان خواهد بود .

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ  /  هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

نویسنده : دكتر مجید ملك

*رابطه وضو و ساختمان مغز

يکي از شاخه هاي دانش نوين پزشکي ، دانش نور و فيزيولوژي و يا علم بررسي کارکارد سيستم عصبي است ، اين دانش جديد توانسته ، پرده از اسرار مغز برداشته و پيچيدگي هاي آن را کشف نمايد.

از ديدگاه دانش فيزيولوژي ، مغز يک سيستم رايانه اي فوق العاده پيشرفته است و همچون رايانه داراي قسمت هاي مختلفي مي باشد. اگر مغز را داراي اقشار مختلفي بدانيم ، يک قشر آن را قشر حسي تشکيل خواهد داد که هر قسمت ازقشر حسي به عضو معيني از بدن مرتبط است . اگر نحوه ارتباط قشر حسي يا بخش هاي مختلف را روي نقشه اي پياده کنيم. آدمکي پديد خواهد آمد که آدمک حسي ناميده مي شود.

به طور مثال، اگر هرعضو از آدمک راتحريک کنيم، مغز آدمک حسي همانند مغز انسان واکنش نشان مي دهد.

واکنش مغز آدمک حسي نسبت به وضو:

آنچه موجب تعجب و شگفتي دانشمندان نورو فيزيولوژي گرديده اين است که اگرعمل وضو همان طورکه ، انسان انجام مي هد ، روي آدمک حسي اجراء شود ، آن اعضا بدن آدمي فقط حدود 20 درصد از سطح بدن را شامل مي شوند ولي قسمت اعظم قشر حسي تحريک گرديده و واکنش نشان مي دهد. به عبارت ديگر ، مي توان از اين واکنش معادله زير با بدست آورد:

مرطوب کردن تمام بدن= مرطوب کردن ( دست و صورت و پاها)

نتايج بدست آمده از اين تحقيقات اين مطالب را متذکر مي گردد که ، وضو وسيله اي براي هوشياري انسان است و شايد يکي از حکمت هاي وجوب وضو براي نمازگزار ، هوشياري حاصل از آن باشد.

*تاثیر نماز بر روی بدن نمازگزار

نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:

«الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» آن ها که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد، به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد.(سوره رعد آیه ۲۸)

«أَقِمِ الصَّلاهَٔ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨)وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهًٔ لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩)» (۷۸) نماز را اقامه کن، از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را، که نماز صبح را همگان گواه اند. (۷۹) قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش، که نمازی اضافه برای تو است، باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد. (سوره اسرا)

حضرت محمد (ص) زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند: ای بلال، اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.

با بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات، اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است.

آیه هایی از قرآن

آیه های بسیاری در مورد اهمیت اقامه نماز در قرآن است. قرآن ارتباطی بین صبر و نماز ایجاد کرده است تا مطمئن شویم که نماز گزار احساس تحریک و بی صبری نکند.

خداوند متعال در قرآن فرموده اند:

«وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاهِٔ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌٔ إِلا عَلَی الْخَاشِعِینَ» از صبر و نماز یاری بجویید، به درستی که این کار جز برای فروتنان، برای بقیه مشکل و سخت است.(بقره ۴۵)

«فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاهَٔ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَی جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَٔ إِنَّ الصَّلاهَٔ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا» پس هرگاه نماز بگزاردید، خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده یاد کنید و چون آرامش یافتید نماز را برپای دارید، که نماز برای ایمان آورندگان واجبی به هنگام است. (۱۰۳ نسا)

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (١)الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ(2)» (۱) به درستی که مومنان رستگار شدند. (۲) آن ها که در نمازشان فروتن هستند. (سوره مومنون)

نتیجه گیری

این آیه های نورانی از قرآن و تحقیقات علمی بیانگر اهمیت دعا در زندگی مومنان است. همچنین اهمیت دعا و تکریم در هنگام نماز خواندن مشخص می شود. بدین ترتیب منطق اسلام در اهمیت قایل شدن برای خطر ترک نماز مشخص می شود.

اگر مطالعات نشان دهنده آرامش ذهنی در هنگام دعا کردن برای غیر مسلمانانی است که در هنگان دعا قرآن نمی خوانند، در هنگام نماز خواندن و خواندن قرآن چه اتفاقی می افتد؟ مسلما تاثیر این کار بیشتر از مراقبه و دعای معمولی است.

این آیه را که تائیدی برای اهمیت ایجاد ارتباط با خدا است به یاد می آوریم که بر پرهیزگاری،‌ فرمانبرداری،‌خالص سازی قلب و واگذاری امور به خداوند تاکید دارد.

«حَافِظُوا عَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاهِٔ الْوُسْطَی وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ» نماز ها را و نماز میانین را پاس دارید و برای خدا به نیایش بایستید. (بقره ۲۳۸)

این دعا از پیامبر اسلام را نیز به یاد داشته باشیم:

بارالها به من و خاندانم توفیق عبادت خالص عطا کن و خدای من، نمازم را از من قبول کن.

*تاثير نماز بر حافظه و تمركز حواس

امام محمد باقر (ع): در نماز خود توجه و تمركز كامل داشته باش زيرا از نماز تو آن مقدار قبول مي شود كه با توجه خوانده مي شود .(1)

تمركز (concentration) نه تنها شرط لازم ، بلكه در بسياري موارد ، شرط كافي براي بسياري از موفقيت هاي انسان است . عرصه كاربرد تمركز ، نه فقط در فعاليت هاي مادي و محسوس انسان ، بلكه گاهي تا حد مسائل ماورائي و مرموز هستي ، گسترده است . بدين معنا كه حتي عمليات محير العقول مرتاضان هندي ، طريقه هاي پيشرفت و سير و سلوك در مكاتب عرفاني و مذهبي شرق دور ( از جمله ذن بوديسم ، يوگا و...) راه هاي ديدن حقيقت اشياء در مقابل نگاه كردن معمولي به آنها ، در تعاليم روانشناسانه و عارفانه دون خوان به كارلوس كاستاندا ، (2) روش هاي كشف و شهود و مراقبه در سلسله هاي تصوف و عرفان اسلامي و ايراني و بسياري ديگر از مسائل معنوي از اين قبيل ، تنها از طريق دست يافتن به درجاتي از «تمركز» قابل وصول مي باشد.

به عنوان مثال ، حتي در انواع ورزش هايي كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور مي باشد (از جمله ورزش هاي رزمي مثل كاراته ، جودو ، ساواته ، كونگ فو و .. ) شرط اصلي براي موفقيت و پيشرفت برخورداري از تمركز مي باشد . و از اين رو بخش مهمي از تمرينات اين ورزش ها به «تمرين تمركز» اختصاص يافته است. اما در بعد فعاليت هاي مادي و عادي روزمره انسان نيز «تمركز حواس» داراي نقش بسيار كليدي است.

از سردار افسانه اي فرانسويان ، «ناپلئون بناپارت» چنين نقل مي كنند كه مي گفت: «تنها زماني موفق شدم كه به پيروزي هاي بزرگ در عرصه سياسي و نظامي دست پيدا كنم ، كه توانائي يافتم ، مغز خود را كشو بندي كنم !؟! و در مورد انجام هر كار تنها كشوي مربوط به آن را بگشايم و بر آن تمركز بدهم و ساير كشو هاي مربوط به ديگر كارها را ببندم . بدين معنا كه مثلا زماني كه به حل يك مسئله جنگي مشغول بودم ، تنها كشوي مربوط به آن مسئله در ذهنم بيرون بود و تنها بر روي آن كار مي كردم و در اين زمان همه كشوهاي مغزي ديگرم ، حتي كشوي مربوط به عشق «ژوزفين» بسته بود!» به همين قياس ، چنانچه مثلا يك دانش آموز يا يك دانشجو ، بتواند موقع مطالعه دروس خود ، تنها بر همان موضوع درسي مورد مطالعه تمركز كند و از ساير افكار بر حذر باشد ، موفق خواهد شد كه به پيروزي هاي چشمگيري در زمينه تحصيلي دست يابد. يا حتي يك كارمند ، يك كاسب ، يك بنا ، يك راننده و .. تنها زماني در كار خود كاملا موفق خواهد بود كه از تمركز حواس كافي ، موقع كار خود ، برخوردار باشد و در اصطلاح مشهور حواسش به كارش جمع باشد . به اين ترتيب با اين مثال ها مي توان به اهميت زايد الوصف جمع بودن حواس يا همان تمركز پي برد و توجه نمود كه چنانچه در امور مختلف و به خصوص در كارهاي فكري ، باسلاح تمركز به ميدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمركز حواس ، دانسته هاي جديد را با نظم و ترتيب روي يكديگر قرار داد ، قدم بزرگي در جهت تقويت حافظه نيز برداشته خواهد شد.

مطالعات مختلف علمي و پژوهشي و نظريه پردازيهاي گوناگوني نيز دردانش امروز ، در اين مورد صورت پذيرفته است كه از آن جمله مي توان به مطالعات «گاردنر مورفي» پيرامون (canalization) متوجه ساختن انديشه و فعاليت به موضوعي معين اشاره كرد .(3)

اما توصيه هاي مؤكد و متعددي كه در تعاليم اسلامي مبني بر «حضور قلب» در نماز و برخورداري از اقبال و توجه كامل به نماز به ما رسيده است ، همگي دلالت بر آن دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهي نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي كه مسلسل و طوطي وار بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود از ارزش بسيار كمي برخوردار است . و حتي در حديث معصوم (ع) آمده است كه عابدي كه بدون فهم و درك ( و در نتيجه آن بدون توجه) عبادت مي كند ، همچون الاغ آسياب است .(4) ( كحمار الطاحونه)

بدين ترتيب اقامه كننده حقيقي نماز ، با برخورداري از حضور قلب در عبادت هاي يوميه خويش ، در واقع «تمركز حواس» را بارها و بارها در طول يك شبانه روز ، تمرين مي كند و از اين جهت اين صفت حسنه را در وجود خود ، ملكه مي سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه هاي زندگي ، موفقيت را در همه ابعاد ممكن نصيب خويشتن سازد.

منابع:

1. محجه البيضاء ، جلد 1 صفحه 354

2. تعليمات عجيب دون خوان ، سرخپوست عارف مكزيكي ، به كارلوس كاستاندا ،مردم شناس آمريكايي ، درباره يك مكتب غني و منحصر به فرد عرفاني كه سابقه اي هزاران ساله در ميان سرخپوستان آمريكاي شمالي دارد موضوع حدود ده كتاب جنجال برانگيز است كه كاستاندا در اواخر قرن حاضر به رشته تحرير درآورده است . مجموعه اين كتابها توسط مترجمين مختلف به فارسي ترجمه شده است

3. روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ترجمه : دكتر پور افكاري جلد 1 صفحه 553

4. سفينه البحار ، ذيل كلمه “ عبد ” ( اين نماز ، همان نمازي است كه شاعر در مورد آن سروده است : غير از خدا كه هرگز در فكر آن نبودي/ هر چيز كز تو گم شد وقت نماز پيداست)

*تاثير نماز بر احساس امنيت رواني

پس كداميك از دو دسته مردم سزاوار به امنيت اند، اگر مي دانيد ! (بگو): كساني كه ايمان آورده اند و ايمان خود را به ستم نياميخته اند.(آيه 82 انعام)

هر چند كه در پزشكي و زيست شناسي امروزي واژه استرس به معني هايي متفاوتي به كار مي رود ، اما بر اساس تعريف «هانس سليه»(روانپزشک) استرس در پزشكي و روانپزشكي معمولا اشاره به موقعيت هاي رواني و اجتماعي متنوعي دارد كه قادر به ايجاد بيماري هاي جسمي و رواني و ساير اختلالات رفتاري است.

مطالعات «هاروي برنر» (محقق برجسته استرس) نشان مي دهد كه آمار مرگ و مير ، بيماري هاي جسمي ، خودكشي و ديگركشي ، پذيرش به بيمارستان هاي رواني و زندان ها و.. در ميان افرادي كه در معرض استرس هاي گوناگون بوده اند ،به مراتب بيشتر از افراد عادي است.

از آنجا كه زندگي انسان ها در عصر حاضر ، با استرس هاي بسيار متعدد و گوناگوني همراه شده است و با توجه به اين كه لازمه زيستن و تداوم زندگي سازش پذيري و مقاومت در برابر استرس هاست ، لزوم برخورداري انسان از وسايلي كه درجه مقاومت او را در مقابل استرس ها افزايش بخشند و احساس آرامش و امنيت رواني را در وجود او حكمفرما سازند ، به وضوح احساس مي شود.

چنانچه با دقت كافي و استناد به شواهد آماري به مكان هايي كه استرس هاي متعدد زندگي كار افراد را به آنجا مي كشاند ( مكان هايي مثل مطب پزشكان ، بيمارستان هاي جسمي و رواني ، قبرستان جوانمرگ ها !؟! ، زندان ها و .. ) سري بزنيم متوجه مي شويم كه تعداد مذهبي ها ، در مقايسه با غير مذهبي هاي حاضر در اين قبيل جاها بسيار متفاوت است.

به عنوان مثال در كشور خودمان 90% محكومان زندان ها را افراد بي نماز تشكيل مي دهند . يا مثلا آمار بيماران بستري در بيمارستان ها كه با نماز بيگانه اند به طرز باورنكردني بيش از اشخاص مقيد به نماز است.

اين موضوع نه فقط در كشورهاي مسلمان ، بلكه در سرتاسر جهان عموميت دارد . به عنوان مثال : بررسي جوامع «هوتري» در آمريكاي شمالي حاكي از آن بود كه بروز اختلال رواني در آنها كمتر از ساير افراد جامعه است . جوامع هوتري نسبتا پايدار و منزوي هستند و در شرايط آرام كشاورزي و با عقايد ديني استوار زندگي مي كنند.

بدين ترتيب مي توان با فيلسوف بزرگ قرن اخير «ليمان» هم عقيده بود ، آنجا كه گفته است : «دين و مذهب در زندگي به انسان اطمينان و تكيه گاه روحي مي بخشد.» با اين اوصاف «نماز» به عنوان برجسته ترين چهره ايمان ، نقش بزرگي در ايجاد امنيت رواني و توانايي مقابله با استرس ها در انسان ايفا مي كند و اگر به ياد آوريم كه بيش از 60% مراجعه كنندگان به بيمارستان هاي عمومي ، در واقع از يك مشكل رواني رنج مي برند و بيماري هاي (روان تني) در طب نوين روز به روز جايگاه مهمتري پيدا مي كند ، مي توانيم از دريچه تازه اي از نقش نماز در بيماري هاي جسمي سخن بگوييم.

*تاثير نماز بر سكته هاي قلبي ومغزي

«سكته قلبي» شايعترين علت مرگ و مير در ايالات متحده آمريكا و ساير ممالك صنعتي است .(1) اين شيوع بالا در كشور ما نيز صدق مي كند. به علاوه سكته مغزي كه به عللي تقريبا مشابه سكته قلبي ايجاد مي شود نيز عامل مهمي در مرگ و بروز ضايعات متعدد رواني و جسمي ، در ممالك مختلف به حساب مي آيد.

هر چند كه عوامل متعدد و گوناگوني ، به عنوان علل ايجاد كننده «سكته» شناسايي شده اند ، اما در اين ميان تاثير روان بر ايجاد هر كدام از آن علل ، منجر به اين شده است كه امروز سكته ها را به عنوان قسمتي از اختلالات رواني تني (بيماريی كه بر اثر تاثير روان بر جسم ايجاد مي شوند) بشناسيم.

مطالعات «فلاندر زانبار» در سال1936 و مطالعات تكميلي پزشكان ديگر در سال هاي بعد تاكنون ، اين فرضيه را مسلم كرده است ، كه بين تيپ شخصيت افراد و بروز سكته قلبي و مغزي در آنها رابطه تنگاتنگي وجود دارد ، به علاوه اين نكته نيز امروزه از مسلمات است كه استرس هاي مداوم و طولاني با ايجاد شرايط خاص ، در رگ هاي خون دهنده به قلب و مغز ، زمينه را براي بروز سكته در اين اعضاء مساعد مي سازد.

در اين باره ، بسياري از مؤلفين گزارش داده اند كه در موارد بسيار زيادي ، فشارهاي شديد حرفه اي ، نگراني خانوادگي يا مالي ، افسردگي و خستگي مقدم بر بروز سكته هاي قلبي وجود داشته است . اين مولفين نشان داده اند كه سطح كلسترول (چربي حيواني) در خون افرادي كه تحت فشار فكري هستند بالا مي رود و احتمال بروز لخته هاي منجر به سكته در رگ هاي قلب بيشتر مي شود . متخصصين ديگر نيز يكي از مهمترين عوامل منجر به سكته مغزي را ، تنش هاي هيجاني كه در پاسخ به گرفتاري ها ، كشمكش هاي رواني و استرس ها ، به وجود مي آيد ، ذكر نموده اند .(2) بر اين اساس حتي براي درمان مبتلايان به سكته كه جان سالم بدر مي برند . علاوه بر درمان هاي طبي مختلف ، استفاده از داروهاي روانپزشكي و حتي روان درماني و رفتار درماني نيز . توصيه مي شود .(3) با اين اوصاف ، توجه به اين نكته مهم است كه هر عاملي كه سبب تخفيف استرس ها وايجاد امنيت رواني در شخص گردد و هر عاملي كه بتواند در برقرار كردن شخصيت متعادل در افراد موثر واقع شود ، خواهد توانست تاثير چشمگيري بر كاهش ميزان سكته هاي قلبي و مغزي بگذارد.

منابع:

1. ترجمه مباني طب سيسيل ـ بيماريهاي قلب و عروق

2. روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، ترجمه زير نظر دكتر عظيم وهابزاده . صفحه 173

3. ترجمه سيناپس روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ـ جلد 3 صفحه 203

*تاثير نماز بر ثبات شخصيت

«ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا» پروردگارا! صبر و شكيبايي را بر ما فرو ريز و قدمهايمان را (در زندگي) ثابت و پايدار نما. (سوره بقره ـ آيه 250)

«شخصيت» در تعريف روانشناسي و روانپزشكي ، معرف مجموعه اي از صفات ، رفتارها ، افكار و تمايلات عاطفي و هيجاني هر فرد مي باشد ، كه او را از ديگران متمايز مي كند.

دانش امروز ، عوامل شكل دهنده شخصيت انسان را در دو گروه دروني و بيروني ، طبقه بندي مي نمايد . صرف نظر از عوامل دروني و جسمي تاثير گذار بر روي شخصيت ( از جمله مسائل ژنتيكي ، وضعيت فيزيكي و ظاهري بدن ، مسائل هورموني و شيميايي و .. ) عوامل بيروني (محيطي) نقش عمده اي را در شكل دادن به شخصيت انسان ، ايفا مي كنند.

اين عوامل بيروني شامل:

1. تاثير والدين و خانواده

2. عوامل فرهنگي ـ اجتماعي

3. تجارب زندگي مي باشند(1)و تاثير هر كدام از اين عوامل بر شخصيت انسان توسط مطالعات متعدد پژوهشي به اثبات رسيدده است .(2)

با توجه به نقش اين عوامل متعدد ، بر روي تشكيل شخصيت ، مي توان رسيدن به ثبات شخصيت و برخورداري از آرامش و پايداري شخصيتي را يكي از ايده آل ترين ، خواسته هاي بشري دانست،چرا كه وجود ناهنجاري در هر كدام از عوامل شكل دهنده شخصيت مي تواند اثرات فاجعه آميزي مثلا به صورت اختلالات پيچيده و متعدد شخصيت به بار آورد.

اما بي ثباتي شخصيت (پسيكوپاتي) كه گاهي از اصطلاح آن در ممالك غربي براي برچسب زدن به مخالفان سياسي و مذهبي نيز استفاده مي شود (3) ، دلالت بر يك نوع شايع از اختلال شخصيت دارد كه مبتلايان به آن از تغييرات دائمي حالات و رفتارها و افكار رنج مي برند ، به نحوي كه هر لحظه به رنگي در مي آيند و نغمه جديدي ساز مي كنند ! اين بيماران كه بدون آن كه با عنوان بيمار شناخته شوند و به وفور در جامعه حضور دارند ، كساني هستند كه از كمترين درجه سازشكاري و انطباق در خانه ، مدرسه محل كار يا حتي در امر ازدواج برخوردارند ، به عنوان مثال به تغيير مكرر شغل مي پردازند يا گروه و جناح سياسي خود را پيوسته تغيير مي دهند.

مبتلايان به اين اختلال كه در جامعه ايراني با عناويني چون بوقلمون صفت ، عضو حزب باد ، دمدمي مزاج و .. معرفي مي شوند در واقع از بيماري «بي ثباتي عمومي شخصيت» رنج مي برند.

با اين كه موارد درماني متعددي در كتب روانپزشكي براي درمان اين بيماران ليست مي شود ( از جمله اين كه در دارو درماني گروهي از اينان كه دچار اختلال ريتم مغزي هستند از داروهاي محرك دستگاه عصبي استفاده مي گردد ) اما از ديدگاه ما ، «نماز» باز هم مي تواند ايفاگر نقش بسيار مهمي در پيشگيري و درمان اين اختلال عميق شخصيت باشد.

پذيرفتن مطلق و تسليم در مقابل «يك دين» و پيروي از «يك مذهب» و پيمودن «يك راه» كه همانا صراط مستقيم است ، ويژگي مهم و برجسته نمازگزاران است . نمازگزار ضمن تكرار «يك مجموعه» از الفاظ و اذكار واحد در طي نمازهاي روزانه خود ، پيوسته «يك عقيده واحد» و يك خط مشي مشخص را در زندگي خود دنبال مي كند و بدين ترتيب گويي «يك شخصيت ثابت» و «يك روش و منش معين» و «يك ايدئولوژي هميشگي» را براي خود انتخاب مي نمايد و در حين تكرار جزء به جزء اصول اساسي ايدئولوژي خود در نماز (كه همگي آن اصول در مضامين نماز متجلي است) پيوسته به تثبيت شخصيت واحد و ثابت خودمي پردازد ، بدين ترتيب براي آن گروه كه نماز را تكرار مكررات مي دانند شايد توجه به همين يك نكته كافي باشد ، كه در وراي همين تكرار هميشگي ، موهبت بزرگ ثبات شخصيت و تعادل كامل رواني نهفته است كه مي توان آن را به نوعي سر منشاء تمام موفقيت هاي بشري در عالم ماده ومعنا دانست.

منابع:

1. روانپزشكي لينفورد ـ ريس مقاله شخصيت ترجمه : دكتر حسن مرندي صفحه 63

2. از جمله مطالعات راث بنديكت و مارگارت ميد درباره تاثير اجتماع و فرهنگ بر شخصيت انسان

3. روانپزشكي لينفورد ـ ريس ،مقاله اختلالات پسيكوپاتيك ترجمه : دكتر احمد محيط ، صفحه 304

*تاثير نماز بر اعتياد

امام صادق (ع): اي انسان ، تو طبيب خويشتن هستي هم دردها براي تو بيان شده است و هم به دواي آن دردها راهنمايي شده اي (1)

اعتياد بلاي سياه و خانمان سوز بشري در عصر بيگانگي از خود است . دامنه ابتلاء به اعتياد از وابستگي به مشروبات مرگبار الكلي در كشورهاي غربي (الكليسم) گرفته تا اعتياد به مواد افيوني كه بدبختانه هنوز گريبانگير جامعه مسلمانان است گسترده است.

گويي ، انسان امروزي براي گم كردن خود و فرار از اضطراب ها و افسردگي هاي خويش راهي جز وابستگي به صدها نوع ماده ، روانگردان پيدا نكرده است. حال آن كه اگر به مجموع تعداد معتادان به الكل و مواد مخدر در سراسر جهان ، شمار كساني كه به لهو و لعب هاي ديگر از جمله قمار و انحرافات جنسي و... اعتياد دارند را اضافه كنيم ، به آمار تكان دهنده و وحشتناكي خواهيم رسيد كه خبر از افول دردناك ستاره انسانيت مي دهد.

با اين كه فجايع ناشي از اعتياد از جنبه هايي مختلف فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و .. قابل بررسي است . اما تنها در بعد پزشكي قضيه مي توان به اين نكته اشاره كرد كه هر سال بخش عظيمي از توان پزشكي و روانپزشكي كشورها ، مصروف درمان عوارض جسمي و رواني متعدد معتادان و تاثيرات شومي كه خواه ناخواه بر اعضاي خانواده شخص معتاد وارد مي شود ، مي گردد.

هر چند علت هاي مختلفي در ابتلاي به اعتياد مطرح شده است ، اما بيشتر تخدير روان و تجربه تغيير حالات رواني ناشي از سرخوشي و نشئه است كه سبب گرايش به اعتياد مي شود و به اين ترتيب ، شخص معتاد از خود مي گريزد و دچار خود فراموشي مي شود و اين درست برعكس جريان مقتدر خودشناسي و معرفت النفس موجود در تعاليم نماز است.

نمازگزاران با تكرار دايم آيات هفتگانه سوره حمد ( سبع المثاني ) كه چون حلقه هاي به هم متصل ، هر كدام راهگشاي بعدي مي باشد، پيوسته سرنوشت خود را مرور مي كنند و در مسير خودشناسي و خود باوري گام بر مي دارند و با اعتقاد به «إياك نعبد و إياك نستعين» از هيچ چيز جز خدا براي التيام دردهاي خويش ياري نمي جويند. و اين گونه است كه نماز حقيقي تيشه بر ريشه اعتياد مي زند.

به قول انديشمند شهيد و استاد بزرگ مطهري (ره): «راز اين كه اكثر جاني هاي دنيا معتاد به يك سلسله سرگرمي هاي خيلي شديد از قبيل مصرف ترياك و هروئين و مشروبات الكلي و قمار هستند ، اين است كه مي خواهند از خودشان فرار كنند. مثل اين كه درونشان پر از مار و پر از عقرب است و دايم او را مي گزند و اين اعتياد ها مانند مرفيني است كه به انساني كه از شدت درد مي نالد تزريق مي كنند ، تا درد را احساس نكند ، اين بدبختي بزرگي است كه انسان نتواند خودش را آنچنان بسازد تا بتواند با خودش خلوت كند.

بر عكس بيشتر اهل صلاح و تقوي و اخلاق ( نمازگزاران ) و آنهايي كه نداي وجدانشان را هميشه مي شنوند ، معتاد به اين ها نيستند و از هر چه كه آنها را از خودشان منصرف مي كند فرارمي كنند ، دلشان مي خواهد ، خودشان باشند و در خودشان فكر كنند . چون عالم درونشان از عالم بيرونشان واقع  سالم تر است.» (2)

منابع:

1. تحف العقول ، صفحه 224

2. فلسفه اخلاق ـ استاد شهيد مطهري ـ صفحه 38

*تاثير نماز بر بيماري هاي دهان و دندان

پيامبر اكرم (ص) : دو ركعت نماز با مسواك بهتر از هفتاد ركعت بدون آنست.

نكته اي كه قابل توضيح است ، توجه دادن به اين حقيقت متعالي است كه روح حقيقي نماز و فلسفه شكوهمند آن چيزي جز عبوديت محض درمقابل آفرينشگر يگانه هستي و ابراز خشوع بنده ناتوان در پيشگاه قادر متعال نيست و هر آنچه كه انديشمندان و قلم به دستان ، پيرامون فوايد گوناگون نماز در عرصه هاي مختلف بگويند و بنويسند تنها به منزله حاشيه اي بر اين متن گهر بار خواهد بود.

دهان انسان را برخي قلب دوم بدن ناميده اند و توجه به اين نكته كه چنانچه محيط دهان فردي تميز باشد ، آن فرد از ابتلا به بسياري از بيماري ها در امان است ، اين نامگذاري را بسيار مناسب جلوه مي دهد.

به عنوان مثال عفونت هاي دهان و دندان به ويژه در كودكان ، نقش مهمي در ايجاد بيماري هاي روماتيسمي دارد و نقش دندان ها در حفظ و زيبايي و قدرت جويدن و صحبت كردن به خوبي مشخص است و حتي نبودن دندان هاي سالم و زيبا براي بانوان و دوشيزگان اثرات رواني زيادي باقي مي گذارد . چرا كه در كتاب هاي علمي دندانپزشكي مي خوانيم : نيمي از زيبايي بشر منوط به صورت او و از اين مقدار 3/2 آن مربوط به دهان و دندان ها است.

رعايت بهداشت دهان و دندان و پيشگيري از بيماري هاي مختلف آن ، از جمله پوسيدگي دندان ها و بيماري هاي پريودنتال ( بيماري هاي لثه و بافت هاي پشتيبان ) و .. به بهترين شكل به وسيله مسواك زدن ، انجام مي پذيرد.

اما دين مبين اسلام ، از قرن ها پيش با توصيه هاي مؤكد ، مسلمانان را به طرف اين نكته درخشان بهداشتي هدايت نموده است تا جايي كه پيامبر اكرم (ص) مي فرمودند : «اگر بر امتم سخت نمي شد مسواك زدن را واجب مي كردم» و حتي در حديثي ديگر نحوه مسواك زدن را از بالا به پايين و از پايين به بالا نموده اند كه مطابق با جديدترين توصيه هاي علمي درباره روش مسواك زدن است.

علاوه بر آن در كتب گوناگون فقهي و عبادي اسلام ، دستورات مؤكد مبني بر مسواك زدن هنگام ساختن وضو و نماز آمده است و با توجه به اين كه نمازگزار روزانه حداقل 3 بار وضو مي گيرد ، چنانچه قبل از هر وضو اقدام به مسواك زدن بكند ، از حداكثر پاكيزگي لازم براي پيشگيري از تمامي بيماري هاي دهان و دندان برخوردار مي شود.

منابع:

1. در تهيه مطالب اين قسمت ، از برخي جزوات جامعه اسلامي دندانپزشكان دانشگاه شيراز بهره گرفته شده است.

*تأثیر نماز بر خواب

مطالبی که در مورد فواید علمی نماز گفته می شود، همگی دربرگیرنده بعد كوچكی از ابعاد متعدد نماز است و پرداختن به فواید دنیوی و مزایای مادی نماز، هرگز نباید انسان را از توجه به دریاهای نور و معنویت همراه با نماز، غافل كند و بر این اساس باید مراقب بود كه توجه به مزایای پزشكی نماز و این قبیل مقولات، تنها به عنوان تأییدات علمی و دنیایی بر این عبودیت محض شود و خدای نكرده، حدود فواید و مزایای این فرضیه نورانی، در حد خاك و دنیا باقی نماند و حكایت آن گروه گمراه كه نماز را به یك نوع ورزش سوئیسی تشبیه كرده بودند و دل خوش داشتند كه فلسفه نماز را دریافته اند، نشود.

هر انسان طبیعی در حدود 3/1 عمر خود را در خواب به سر می برد و تأثیر خواب بر روان و جسم انسان از دانسته های مسلم علم پزشكی است. به طوری كه امروزه تغییرات خواب انسان از پیش آگهی های مهم و قابل توجه در زمینه ابتلا به بیماری ها، به حساب می آید.

به عنوان مثال، در اشخاص مبتلا به افسردگی، میزان خواب به نحو چشمگیری افزایش و یا به ندرت كاهش پیدا می كند. تغییرات خواب انسان در بیماری های جسمی نیز بسیار چشمگیر است، به خصوص اگر تأثیر ناراحتی های روان انسان بر جسم او را در نظر داشته باشیم و به یاد آوریم كه بیش از 60 درصد مراجعه كنندگان به بیمارستان های عمومی، در واقع از یك مشكل روانی رنج می برند.

به این ترتیب ایجاد بهداشت خواب، در واقع یك ركن مهم بهداشت روانی و جسمی به حساب می آید و هر عاملی كه در تنظیم بهداشت خواب مؤثر باشد، پیشگیری كننده و حتی درمانگر بسیاری از بیماری های جسمی و روانی است.

امروزه نخستین اصلی كه در ایجاد بهاشت خواب، توسط جدیدترین منابع علمی دنیا توصیه می شود «بیدار شدن هر صبح سر یك موقع مشخص از خواب است».

یك نگاه كلی به جدول اوقات شرعی نشان می دهد، كه وقت نماز صبح، در تمام طول سال، با در نظر گرفتن تغییرات ناشی از حركات وضعی و انتقالی زمین، زمان ثابتی است و اقامه كننده نماز صبح، با برخاستن پس از اذان، در واقع اساسی ترین گام را در جهت رعایت بهداشت خواب و در نتیجه آن، سلامت بدنی و تعادل روانی برداشته است.

دكتر مجید ملك

*اثرات سجده بر بیماری های روحی و جسمی

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های علمی، سجده کردن انسان را از بیماری‌های روحی، جسمی و هم‌چنین سرطان حفظ می‌کند.

سجده کردن در نماز

به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیس‌ها قرار دارد و هم‌چنین نیاز انسان به تخلیه اشعه‌های زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعه‌ها از طریق سجده کردن صورت می‌گیرد.

وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود.

در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.

وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.

منبع : ایسنا



موضوع : مذهبی ,